فرهنگ آریانپور
بازرسی کردن
#۲۳٬۰۱۷
espy
جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن
sight
بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن
search
جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن
examine
امتحان کردن، بازرسى کردن، معاینه کردن، بازجویى کردن، آزمودن، آزمون کردن
inspect
سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن
proctor
وکیل قانونى، بازرس دانشجویان، متولى، ناظر، نایب، ممتحن، نظارت کردن، بازرسى کردن