فرهنگ آریان‌پور

بازرسی بدنی‌ کردن

#۲۳٬۰۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

frisk

جست و خیز، حرکت تند و چالاک در رقص، تفتیش و جستجو (خصوصا براى اسلحه و اموال دزدى)، از خوشى جست و خیز کردن، تفتیش و جستجو کردن، بانشاط، مسرور، فرز

۲

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن