فرهنگ آریان‌پور

بازرسی

#۲۳٬۰۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

examen

بازرسى، آزمایش، محک، مقاله ى انتقادى

۲

inspection

بازرسى، تفتیش، بازدید، معاینه، سرکشى

۳

exam

(examination =) ـ آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى

۴

audit

رسیدگى، بازرسى، ممیزى، رسیدگى کردن

۵

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۶

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۷

detection

ردیابى، کشف، بازیابى، بازرسى، تفتیش، اکتشاف، یافت

۸

examination

آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى

۹

cross examination

استنطاق، بازرسى (از شاهد)