فرهنگ آریان‌پور

بازدید کردن

#۲۲٬۹۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

gam

دندان، دندان گراز یا دندان کج، دهان، دسته شدن، گرد آمدن، بازدید کردن

۲

visit

دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار

۳

review

بازدید، تجدید نظر، رژه، نشریه، مجله، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادى نوشتن، بازبین، دوره کردن، مرور، مرور کردن

۴

survey

پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید

۵

revisit

ملاقات مجدد، دوباره ملاقات کردن، بازدید کردن

۶

reconnoiter

(reconnoitre =) ـ شناسایى کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافى کردن

۷

reconnoitre

(reconnoiter =) ـ شناسایى کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافى کردن

۸

explore

سیاحت کردن، اکتشاف کردن، کاوش کردن

۹

inspect

سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن