فرهنگ آریانپور
بازدید کردن
#۲۲٬۹۹۰
gam
دندان، دندان گراز یا دندان کج، دهان، دسته شدن، گرد آمدن، بازدید کردن
visit
دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار
review
بازدید، تجدید نظر، رژه، نشریه، مجله، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادى نوشتن، بازبین، دوره کردن، مرور، مرور کردن
survey
پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید
revisit
ملاقات مجدد، دوباره ملاقات کردن، بازدید کردن
reconnoiter
(reconnoitre =) ـ شناسایى کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافى کردن
reconnoitre
(reconnoiter =) ـ شناسایى کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافى کردن
explore
سیاحت کردن، اکتشاف کردن، کاوش کردن
inspect
سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن