فرهنگ آریان‌پور

بازداشت

#۲۲٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

backset

بازداشت، عقب زنى، معکوس، وارونه

۲

detention

بازداشت، توقیف، حبس

۳

arrestment

بازداشت

۴

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۵

arrest

توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن

۶

forbade

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۷

stoppage

جلوگیرى، منع، بازداشت، سد، خط، ایست

۸

deterrence

بازدارى، بازداشت، منع، منع از راه ارعاب و تهدید

۹

dissuasion

منع، بازداشت، انصراف، دلسرد سازى، بازدارى

۱۰

forbiddance

قدغن، نهى، ممانعت، منع، بازداشت، جلوگیرى

۱۱

bust

(past: busted, bust ; past participle: busted, bust) ـ مجسمه نیم تنه، بالاتنه، سینه، انفجار، ترکیدگى، خرد گشتن، ورشکست شدن، ورشکست کردن، بیچاره کردن bust detainment roundup

۱۲

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۱۳

seizure

تصرف، ربایش، ضبط، حمله ناگهانى مرض

۱۴

apprehension

درک، فهم، بیم، هراس، دستگیرى