فرهنگ آریان‌پور

بازدارنده

#۲۲٬۹۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

intercepter

بازدارنده، متقاطع

۲

deterrent

مانع شونده، منع کننده، بازدارنده، ترساننده

۳

dissuasive

منع کننده، بازدارنده

۴

disincentive

(deterrent =) ـ مانع شونده، منع کننده، بازدارنده، ترساننده

۵

rub

مالیدن، سودن، سائیدن، پاک کردن، اصطکاک پیدا کردن، سائیده شدن

۶

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر

۷

preventive

پیش گیر، عامل ممانعت، جلوگیرى کننده، مانع

۸

inhibition

منع، جلوگیرى، بازدارى، جلوگیرى از بروز احساسات

۹

obstructive

مسدود کننده، اشکالتراش

۱۰

prohibitive

(prohibitory =) ـ منعى، گران، جلوگیرى کننده