فرهنگ آریانپور
بازدارنده
#۲۲٬۹۴۵
intercepter
بازدارنده، متقاطع
deterrent
مانع شونده، منع کننده، بازدارنده، ترساننده
dissuasive
منع کننده، بازدارنده
disincentive
(deterrent =) ـ مانع شونده، منع کننده، بازدارنده، ترساننده
rub
مالیدن، سودن، سائیدن، پاک کردن، اصطکاک پیدا کردن، سائیده شدن
hindrance
پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر
preventive
پیش گیر، عامل ممانعت، جلوگیرى کننده، مانع
inhibition
منع، جلوگیرى، بازدارى، جلوگیرى از بروز احساسات
obstructive
مسدود کننده، اشکالتراش
prohibitive
(prohibitory =) ـ منعى، گران، جلوگیرى کننده