فرهنگ آریان‌پور

بازدار

#۲۲٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

inhibiter

(inhibitor =) ـ بازدار، جلوگیرى کننده، مانع شونده

۲

inhibitor

(inhibiter =) ـ بازدار، جلوگیرى کننده، مانع شونده

۳

deterrent

مانع شونده، منع کننده، بازدارنده، ترساننده

۴

inhibition

منع، جلوگیرى، بازدارى، جلوگیرى از بروز احساسات inhibitory

۵

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۶

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۷

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۸

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۹

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر

۱۰

impediment

مانع، عایق، رادع، محظور، اشکال، گیر

۱۱

preventive

پیش گیر، عامل ممانعت، جلوگیرى کننده، مانع

۱۲

restrictive

(پزشکى) داروى پیش گیر، جمله یا عبارت حصرى یا محدود کننده، محدود سازنده