فرهنگ آریان‌پور

بازخواست

#۲۲٬۹۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lashing

شلاق، تسمه، تازیانه، ضربه، مژگان، شلاق خوردن lash

۲

protest

اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن

۳

reprimand

سرزنش کردن، سرزنش و توبیخ رسمى، مجازات

۴

admonition

سرزنش دوستانه، تذکر، راهنمایى castigation dressingdown

۵

remonstrance

سرزنش، نکوهش، تعرض، اعتراض، مخالفت

۶

interpellation

استیضاح، باز خواست