فرهنگ آریان‌پور

بازجویی کننده

#۲۲٬۹۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cross examiner

بازجویى کننده، مستنطق

۲

interrogator

مستنطق، بازپرس، تحقیق کننده، پرسش کننده، بازجویى کننده