فرهنگ آریان‌پور

بازجویی

#۲۲٬۸۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

quest

جستجو، تلاش، جویش، طلب، بازجویى، تحقیق، جستجو کردن

۲

inquiry

تحقیق، خبر گیرى، پرسش، بازجویى، رسیدگى، سئوال، استعلام، جستار، پرس و جو، استفسار

۳

inquest

(حقوق) استنطاق، بازجویى، رسیدگى، جستار

۴

investigation

تحقیق، رسیدگى، بازجویى

۵

cross question

استنطاق، بازجویى، سئوال بطریق استنطاق، به دقت جویا شدن، استنطاق کردن

۶

inquisition

استنطاق، تفتیش عقاید مذهبى از طرف کلیسا، جستجو

۷

interrogation

باز جویى، بازپرسى، استفهام