فرهنگ آریان‌پور

بازتابنده

#۲۲٬۸۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

reflector

بازتابنده، جسم منعکس کننده، جسم صیقلى، آلت انعکاس

۲

reflective

(reflectional =) ـ بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلى، وابسته به طرز تفکر، فکرى، بازتابى انعکاسى

۳

reflectional

(reflective =) ـ بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلى، وابسته به طرز تفکر، فکرى