فرهنگ آریانپور
بازتابگر
#۲۲٬۸۸۶
echo
طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن
glossy
جلا دار، براق، صیقلى، صاف، خوش نما
mirror
آئینه، در آینه منعکس ساختن، بازتاب کردن
reflector
بازتابنده، جسم منعکس کننده، جسم صیقلى، آلت انعکاس
reflectively
(reflectional =) ـ بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلى، وابسته به طرز تفکر، فکرى، بازتابى انعکاسى