فرهنگ آریان‌پور

بازتابگر

#۲۲٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

echo

طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن

۲

glossy

جلا دار، براق، صیقلى، صاف، خوش نما

۳

mirror

آئینه، در آینه منعکس ساختن، بازتاب کردن

۴

reflector

بازتابنده، جسم منعکس کننده، جسم صیقلى، آلت انعکاس

۵

reflectively

(reflectional =) ـ بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلى، وابسته به طرز تفکر، فکرى، بازتابى انعکاسى