فرهنگ آریانپور
بازپرسی
#۲۲٬۸۵۴
interrogation
باز جویى، بازپرسى، استفهام
hearing
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن hear
#۲۲٬۸۵۴
باز جویى، بازپرسى، استفهام
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن hear