فرهنگ آریان‌پور

بازبینی‌ کردن

#۲۲٬۸۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن

۲

dissect

کالبدشکافى کردن، تشریح کردن، (مج) موشکافى کردن

۳

inspect

سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن

۴

consider

رسیدگى کردن (به)، ملاحظه کردن، تفکر کردن crosscheck