فرهنگ آریان‌پور

بازبینی

#۲۲٬۸۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۲

verification

رسیدگى، تحقیق، ممیزى، تصدیق، تایید، بازبینى

۳

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۴

review

بازدید، تجدید نظر، رژه، نشریه، مجله، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادى نوشتن، بازبین، دوره کردن، مرور، مرور کردن

۵

overhaul

(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور

۶

revision

تجدید نظر، باز بینى، بازدید، مرور، اصلاح، چاپ تازه، چاپ اصلاح شده، رسیدگى ثانوى

۷

inspection

بازرسى، تفتیش، بازدید، معاینه، سرکشى

۸

examination

آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى

۹

surveillance

نظارت، مراقبت، پائیدن، مبصرى