فرهنگ آریان‌پور

بازار یابی

#۲۲٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

marketing

بازار، محل داد و ستد، مرکز تجارت، فروختن، در بازار داد و ستد کردن، درمعرض فروش قرار دادن، به بازار عرضه کردن market