فرهنگ آریان‌پور

باز نشسته

#۲۲٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

superannuated

متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن