فرهنگ آریان‌پور

باز کردن ماشین‌ الات

#۲۲٬۶۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

disassemble

مجزا کردن، سوا کردن، پیاده کردن (ماشین آلات)، به هم ریختن