فرهنگ آریان‌پور

باز کردن چفت در

#۲۲٬۶۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

undo

(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن

۲

unbolt

گشودن (چفت)، باز کردن (چفت)

۳

detach

جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردن