فرهنگ آریان‌پور

باز کردن

#۲۲٬۶۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

unroll

باز کردن (توپ پارچه وطومار و غیره)، باز شدن عامیانه‌

۲

evolve

باز کردن، گشادن، بیرون دادن، درآوردن، استنتاج کردن، نمو کردن

۳

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۴

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۵

solve

حل کردن، رفع کردن، گشادن، باز کردن

۶

splay

منبت کارى کردن، باز کردن، گسترده

۷

scutch

تیشه معمارى، شلاق زدن، کتک زدن، پنبه زنى کردن، پهن کردن، باز کردن

۸

unbend

(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن

۹

unbolt

گشودن (چفت)، باز کردن (چفت)

۱۰

disclose

فاش کردن، باز کردن، آشکار کردن

۱۱

disengage

از گیر در آوردن، از قید رها کردن، باز کردن

۱۲

disentangle

از گیر در آوردن، رها کردن، باز کردن

۱۳

zip

فشار، انرژى، زیپ، زیپ لباس را کشیدن، زیپ دار کردن، با سرعت و انرژى حرکت کردن، زور، نیرو

۱۴

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن crack زیپ‌ را