فرهنگ آریان‌پور

باز ساخت‌ کردن

#۲۲٬۵۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان

۲

reconstruct

نوسازى کردن، از نو ساختن، احیا کردن