فرهنگ آریان‌پور

باز داشتن

#۲۲٬۵۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

impeach

متهم کردن، به دادگاه جلب کردن، احضار نمودن، عیب گرفتن از، عیب جویى کردن، تردید کردن در، باز داشتن، مانع شدن، اعلام جرم کردن

۲

encumber

سنگین کردن، اسباب زحمت شدن، دست و پاى (کسى را) گرفتن، باز داشتن

۳

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۴

wean

از پستان گرفتن، از شیر مادر گرفتن

۵

arrest

توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن

۶

prevent

جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن