فرهنگ آریانپور
باز داشتن
#۲۲٬۵۵۹
impeach
متهم کردن، به دادگاه جلب کردن، احضار نمودن، عیب گرفتن از، عیب جویى کردن، تردید کردن در، باز داشتن، مانع شدن، اعلام جرم کردن
encumber
سنگین کردن، اسباب زحمت شدن، دست و پاى (کسى را) گرفتن، باز داشتن
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه
wean
از پستان گرفتن، از شیر مادر گرفتن
arrest
توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن
prevent
جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن