فرهنگ آریان‌پور

باز جویی کردن

#۲۲٬۵۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inquire

(enquire =) ـ پرسش کردن، جویا شدن، باز جویى کردن، رسیدگى کردن، تحقیق کردن، امتحان کردن، استنطاق کردن

۲

interrogate

بازپرسى کردن، استنطاق کردن، تحقیق کردن، باز جویى کردن