فرهنگ آریان‌پور

باز ایستاندن

#۲۲٬۴۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۲

cease

ایستادن، موقوف شدن، دست کشیدن، گرفتن، وقفه، ایست، توقف

۳

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۴

hamper

از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قید

۵

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن