باریک
#۲۲٬۳۳۴
gracile
باریک، لاغر، کوچک
slat
تخته باریک، لوحه سنگ باریک، توفال، سراشیبى یا نماى بام، میله، چوب مداد، میله پشت صندلى، کفل، دنده ها، توفالى، باریک، میله میله، زدن، پرتاب شدن، شکافتن، ضربه شدید
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
reedy
نیزار، نایى، نى مانند، گره دار، گیره دار، باریک
slice
برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن
linear
خطى، طولى، دراز، باریک، کشیده
narrow
تنگ، کم پهنا، باریک، دراز و باریک، محدود، باریک کردن، محدود کردن، کوته فکر
strait
تنگ، باریک، دشوار، باب، بغاز، تنگه، در مضیقه، در تنگنا، تنگنا
tender
نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن
slender
بلند و باریک، باریک، قلمى، کم، سست، ضعیف، ظریف، قلیل
tenuous
رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء
thready
نخ مانند، باریک، نازک، چسبناک، رشته رشته، با صداى باریک
capillary
مویرگ، مویى، باریک، ظریف، عروق شعریه
hairbreadth
به باریکى مو، فاصله خیلى کم، تنگنا liny