فرهنگ آریان‌پور

باریک

#۲۲٬۳۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

gracile

باریک، لاغر، کوچک

۲

slat

تخته باریک، لوحه سنگ باریک، توفال، سراشیبى یا نماى بام، میله، چوب مداد، میله پشت صندلى، کفل، دنده ها، توفالى، باریک، میله میله، زدن، پرتاب شدن، شکافتن، ضربه شدید

۳

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۴

reedy

نیزار، نایى، نى مانند، گره دار، گیره دار، باریک

۵

slice

برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن

۶

linear

خطى، طولى، دراز، باریک، کشیده

۷

narrow

تنگ، کم پهنا، باریک، دراز و باریک، محدود، باریک کردن، محدود کردن، کوته فکر

۸

strait

تنگ، باریک، دشوار، باب، بغاز، تنگه، در مضیقه، در تنگنا، تنگنا

۹

tender

نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن

۱۰

slender

بلند و باریک، باریک، قلمى، کم، سست، ضعیف، ظریف، قلیل

۱۱

tenuous

رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء

۱۲

thready

نخ مانند، باریک، نازک، چسبناک، رشته رشته، با صداى باریک

۱۳

capillary

مویرگ، مویى، باریک، ظریف، عروق شعریه

۱۴

hairbreadth

به باریکى مو، فاصله خیلى کم، تنگنا liny