فرهنگ آریان‌پور

باریدن

#۲۲٬۳۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pour

ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن

۲

rain

باران، بارش، بارندگى، باریدن

۳

shower

رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن

۴

storm

کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن

۵

radiate

تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن

۶

spatter

پاشیدن، آلودن، ترشح، ترشح کردن، مقدار کم

۷

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى