فرهنگ آریانپور
باریدن
#۲۲٬۳۲۷
pour
ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
shower
رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن
storm
کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن
radiate
تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن
spatter
پاشیدن، آلودن، ترشح، ترشح کردن، مقدار کم
precipitate
بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى