فرهنگ آریان‌پور

بارگیری

#۲۲٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

lading

بار کشتى، محموله، بارگیرى، عمل بار کردن

۲

loading

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load

۳

embarkation

سوار کشتى شدن