فرهنگ آریان‌پور

بارکش

#۲۲٬۲۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

lorry

کامیون، بارکش، ماشین بارى

۲

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى

۳

wagon

(waggon =) ـ واگن، ارابه، بارکش، با واگن حمل کردن

۴

waggon

(wagon =) ـ واگن، ارابه، بارکش، با واگن حمل کردن

۵

freighter

(کشتى یاترن) بارى، بار کننده (کشتى)، بار، بارکش، مکارى

۶

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل

۷

dray

گارى کوتاه بى لبه، چهارچرخه بار کشى، با چهارچرخه بار کشیدن

۸

dolly

عروسک (به زبان بچگانه)، کوبیدن پارچه با چوب رختشویى، چرخ کوچکى شبیه قرقره

۹

draft

(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن