فرهنگ آریانپور
بارش
#۲۲٬۲۱۳
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
downfall
افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش
rainfall
بارندگى، بارش
precipitation
شتاب، دستپاچگى، تسریع، بارش، ته نشینى
fall
(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن
spatter
پاشیدن، آلودن، ترشح، ترشح کردن، مقدار کم
radiation
(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا