فرهنگ آریانپور
بارز
#۲۲٬۲۰۳
manifest
بازنمود کردن، بارز، آشکار، آشکار ساختن، معلوم کردن، فاش کردن، اشاره، خبر، اعلامیه، بیانیه، نامه
sensible
معقول، محسوس، مشهود، بارز
clear
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن
salient
برجسته، نمایان، رو به بیرون، (به زبان شوخى) جست و خیز کننده
blatant
پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا
dominant
چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر
tangible
قابل لمس، محسوس، پر ماس پذیر، لمس کردنى
prominent
برجسته، والا