فرهنگ آریانپور
باردار
#۲۲٬۱۹۸
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
furred
خزپوش، تهیه شده با خز، (در مورد زبان) باردار
pergnant
آبستن، باردار، حاصلخیز، متضمن، حامله
pregnant
آبستن، باردار، حامله، آماده اختراز، پر معنى، در بر دارنده، باد کننده
anticipant
منتظر، امیدوار، آبستن، باردار، پیش بینى کننده
gravid
(pregnant =) ـ آبستن، بار دار