فرهنگ آریان‌پور

باربری‌ کردن

#۲۲٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

carry

رقم نقلى، بردن، به دوش گرفتن، حمل کردن، حمل و نقل کردن

۲

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل