فرهنگ آریانپور
بارانی
#۲۲٬۱۶۰
rainy
بارانى، پر باران، خیس، تر، رگبار گرفته
drippy
بارانى، هواى گرفته، کسل کننده
raincoat
بارانى
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
juicy
آبدار، شیره دار، شاداب، پر آب، بارانى
pluvial
(pluvian , pluvine =) ـ بارانى، (زیست شناسى) باران زا، پرباران
pluvian
(pluvine , pluvial =) ـ بارانى، (زیست شناسى) باران زا، پرباران
pluvine
(pluvian , pluvial =) ـ بارانى، (زیست شناسى) باران زا، پرباران
showery
رگبارى