فرهنگ آریان‌پور

باراندازی

#۲۲٬۱۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده

۲

disembarkation

پیاده شدن، تخلیه