فرهنگ آریانپور
باران
#۲۲٬۱۲۸
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
volley
شلیک، تیرباران، شلیک به طور دسته جمعى، شلیک کردن، به صورت شلیک در کردن، رگبار
hydrometeor
وجود بخار آب در هوا (بهر صورت که ممکن است)، باران، برف، تگرگ
moisture
رطوبت، نم