فرهنگ آریان‌پور

باران

#۲۲٬۱۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

rain

باران، بارش، بارندگى، باریدن

۲

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۳

volley

شلیک، تیرباران، شلیک به طور دسته جمعى، شلیک کردن، به صورت شلیک در کردن، رگبار

۴

hydrometeor

وجود بخار آب در هوا (بهر صورت که ممکن است)، باران، برف، تگرگ

۵

moisture

رطوبت، نم