واژههای فارسی←بار یک تخم گذار - هر -فرهنگ آریانپوربار یک تخم گذار - هر -#۲۲٬۱۲۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱uniparous(گیاه شناسى، جانور شناسى) تکزا، هر بار یک تخم گذار، یک بچه زاواژههای نزدیک در الفبابابونه معمولی یا معطرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی - سه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی احترامی صحبت کردن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی پرواییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی خیالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی نظمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر