فرهنگ آریانپور
بار گیری شدن
#۲۲٬۱۱۱
load
بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن
embark
در کشتى سوار کردن، در کشتى گذاشتن، عازم شدن، شروع کردن