فرهنگ آریانپور
بار سنگین
#۲۲٬۰۷۶
millstone
سنگ آسیاب، بار سنگین
overload
(past: overloaded ; past participle: overladen) ـ زیاد پر کردن (تفنگ و غیره) گرانبار کردن، زیاد بار کردن، اضافه بار، زیادى بار کردن، بار اضافى
overburden
بیش از حد بار کردن، گران بار شدن، بار گران