فرهنگ آریانپور
بار زدن
#۲۲٬۰۷۲
load
بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن
alloy
بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن
embark
در کشتى سوار کردن، در کشتى گذاشتن، عازم شدن، شروع کردن