فرهنگ آریان‌پور

بار دار

#۲۲٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gravid

(pregnant =) ـ آبستن، بار دار

۲

loaded

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load