فرهنگ آریان‌پور

بار - میان -

#۲۲٬۰۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

enclosure

پیوست، در جوف، حصار، چاردیوارى، محوطه، دیوار، حصارکشى، چینه کشى، چینه، ضمیمه، (جمع) ضمائم، میان بار