فرهنگ آریان‌پور

یکدست‌ کردن

#۲۱۹٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

blend

مخلوطى (از چند جنس خوب و بد و متوسط) تهیه کردن (مثل چاى)، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، آمیزه

۲

unify

متحد کردن، یکى کردن، یکى شدن، تک ساختن

۳

uniform

اونیفورم، یک ریخت، یک شکل، متحدالشکل، یکنواخت کردن، یکسان، متحد الشکل، یکنواخت

۴

equalize

برابر کردن، مساوى کردن، مانند کردن، یکسان کردن