فرهنگ آریان‌پور

یکجور کردن

#۲۱۹٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

unify

متحد کردن، یکى کردن، یکى شدن، تک ساختن

۲

uniform

اونیفورم، یک ریخت، یک شکل، متحدالشکل، یکنواخت کردن، یکسان، متحد الشکل، یکنواخت

۳

standardize

با معیار معینى سنجیدن و طبقه بندى کردن، مطابق درجه معینى درآوردن، مرسوم کردن، متعارف کردن، همگون کردن