فرهنگ آریان‌پور

یکجا

#۲۱۹٬۴۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ond shot

یکجا، یکمرتبه، به یک حمله، در یک حمله

۲

holus bolus

یکجا، یکمرتبه

۳

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۴

wholesale

عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن

۵

cumulative

انباشته، یکجا، جمع شونده

۶

bodily

بدنى، داراى بدن، عملاً، واقعاً، جسمانى

۷

outright

یک جا، جمله، آشکارا، کاملاً، بیدرنگ

۸

quantity

کمیت، چندى، مقدار، قدر، اندازه، حد، مبلغ