فرهنگ آریانپور
یکپارچه
#۲۱۹٬۴۴۶
monolith
یکپارچه، تکسنگى، داراى یک سنگ
accrete
با هم یکى شدن، تواما رشد کردن، فراهم کردن، فراهم شدن، متحد کردن، به هم افزودن یا چسبانیدن، (مج) مصنوعى، به هم پیوسته، (گیاه شناسى) دوقلو، یکپارچه
seamless
بى درز، بدون درز، یکپارچه
single
واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى
integral
انتگرال، صحیح، بى خرده، درست، بى کسر، کامل، تمام
connected
بسته، متصل
consistent
سازگار، نامتناقض، استوار، ثابت قدم
conterminous
هم مرز، مجاور، نوک به نوک، متلاقى incorporated