فرهنگ آریان‌پور

یک مرتبه

#۲۱۹٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

enmasse

یک دفعه، یک مرتبه، یکهو، کلاً، به طور کلى

۲

once

یکمرتبه، یکبار دیگر، فقط یکبار، یک وقتى، سابقا