فرهنگ آریان‌پور

یک کاسه شدن

#۲۱۹٬۱۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

join

ملحق کردن، ملحق شدن، متصل کردن، پیوستن، پیوند زدن، ازدواج کردن، گراییدن، متحد کردن، در مجاورت بودن

۲

merge

یکى کردن، ممزوج کردن، ترکیب کردن، فرورفتن، مستهلک شدن، غرق شدن، ادغام کردن