فرهنگ آریان‌پور

بادخور کردن

#۲۱٬۹۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ventilate

بادخور کردن، تهویه کردن، هوا دادن به، پاک کردن

۲

air

هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن