فرهنگ آریان‌پور

یک طرف - به -

#۲۱۹٬۱۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت

۲

aside

به کنار، جداگانه، به یک طرف، جدا از دیگران، درخلوت، صحبت تنها، گذشته از