واژههای فارسی←یک خوراکفرهنگ آریانپوریک خوراک#۲۱۹٬۰۱۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱messیک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردنواژههای نزدیک در الفبایک به دو کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییک به یکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییک به یک ذکر کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییک بیت شعرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییک بیستممشاهده معنی و ترجمه انگلیسییک بیکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر